ای کاسه غم چون به تو بندم نظری
گویی که برفتم سر کویش گذری
آن زمان که بشوم سوی تو لنگان لنگان
گویی ز حضورش داده اندم خبری
چون ز نزدیک ببینم جوششت
نظرش بینم و آنگه شرری
وای از آن دم که خورم از آن می
هیچ بر خود می نبینم مگر آن شوخ پری
جز که خشنود نباشم از تو
در سراپای وجودت نباشد هنری
کرج، تیر 88